ادامه قصه من وژان والژان قسمت44

:: ادامه قصه من وژان والژان قسمت44

خلاصه دادزد وگفت چرافرارمی کنی من میخوام برسونمت گفتم آخه من شمارو نمیشناسم کلا آدم خوش شانسی نیستم گفت بیا بالا باباجان ،خلاصه رفتم بالا تا نشستم گفت امشب شب تولد امام حسن مجتبی است از مراسم او دارم میام بیا یک کیسه میوه مال تو یک کیسه مال من هرچی ازش بخوای بهت میده منم گفتم من خیلی مشکل دارم ازش میخوام گره از کارم باز کنه .گفت خب این ساعت اینجا چکار می کنی قصه زندگیم راگفتم وگفت تلفنت رابده من همین فردا میفرستمت سرکار گفتم چیجوری گفت چکار داری تو تلفنت رابده من هم باترس ولرز دادم .رسیدم خانه وبه همسرم گفتم خب باور نمی کردم .صبح خواب بودم که هی زنگ می خورد تلفن ومن برنمیداشتم تااینکه گوشی رابرداشتم دیدم همون بنده خداست ومیگه بابا چراجواب نمیدی گفتم خواب بودم تاصبح بیدار بودم گفت همین امروز برو به این آدرس باورتان نمیشود داشتم شاخ در می آوردم وفقط گفت بخاطر پرستاری از مادرت .ومن بلند شدم ورفتم به همان آدرس واولین اتفاق ژان والژانی من اتفاق افتاد .رفتم باورتان نمیشود پول کرایه تاکسی نداشتم پیاده خیلی راه رفتم تا رسیدم به آدرس چند نفر آقایی بودند ودر حیرت که تو بااین آقا چه رابطه ای داری چون ایشان سفارش هیچ کسی رانمی کند تو چکار کردی ؟وادامه قصه درقسمت بعد

منبع : معماران ارتباطات شهریادامه قصه من وژان والژان قسمت44
برچسب ها : گفتم ,آدرس ,چکار ,باورتان نمیشود ,خواب بودم ,تلفنت رابده

ظهورمطالعات فرهنگی (قسمت ششم)

:: ظهورمطالعات فرهنگی (قسمت ششم)

تلويزيونوجایگاهش در زندگی وکاربرد هایش

تلويزيون اكنون پوششي بسيار وسيع يافته و اين گسترش با سرعت فوق العاده اي رخ داده است. در آمريكا در زمان شروع رونق تلويزيون، كمتر از 10 درصد خانوارها دستگاه تلويزيون در اختيار داشتند، ولي اين ميزان پوشش تنها طي 10 سال به 90 درصد رسيد و در دهه 1980 تقريباً فراگير شد. شاخص ديگر جايگاه فوق العاده تلويزيون در پر كردن اوقات فراغت، ميزان بهره گيري و تماشاست. در دهه 1950، ميزان تماشاي تلويزيون در ميان خانوارهاي آمريكايي 5/4 ساعت بود، ولي اين درصد در دهه 1990 و بعد از آن به بيش از 5/7 ساعت رسيد. با اينكه تلويزيون استفاده هاي آموزشي و آگاهي بخشي هم دارد، اما بيشترين استفاده از تلويزيون به منظور پر كردن اوقات فراغت است. به عبارت ديگر، با اينكه در تلويزيون گونه هاي جدي مانند خبر جايگاه بسيار مهمي دارد، ولي گونه هاي سرگرمي مانند نمايش هاي پليسي نمايش هايي با مضمون وكلا و دادگاه ها، سريال هاي دنبال دار- كه در طول روز پخش مي شود و بينندگان اصلي آن زنان خانه دار هستند- و مسابقات ورزشي و سرگرمي، زمان پخش زيادي را به خود اختصاص مي دهند و اكثر وقت تماشاگران براي اين نوع برنامه ها صرف مي شود.

اكنون در كشورهاي غربي دو نسل و در بسياري از كشورهاي ديگر از جمله ايران نسل حاضر نمي توانند زماني را به يادآورند كه تلويزيون در منزلشان نبوده است. اين همسايگي و هم خانگي با تلويزيون و اينكه طبق آمارها و پژوهش هاي پيمايشي، مردم بيش از پرداختن به ساير كارها وبيش از استفاده از ساير رسانه ها و عمدتاً به صورت سرگرمي و تفريح به تماشاي تلويزيون مي نشينند مي تواند موجب تغييرات فرهنگي شود. 

منبع : معماران ارتباطات شهریظهورمطالعات فرهنگی (قسمت ششم)
برچسب ها : تلويزيون ,استفاده ,اينكه ,ميزان ,درصد ,تماشاي تلويزيون ,كردن اوقات

ادامه قصه من وژان والژان (قسمت46)

:: ادامه قصه من وژان والژان (قسمت46)

خلاصه کار می کردم وکار کم کم یه وانت قسطی  خریدم اجناس شرکت را پخش می کردم به سختی می گذشت ،اقساط بیمارستان رامی دادم واجاره خانه وهیچ از خانواده ام خبری نبود وامان از تنهایی وبی کسی وبالاخره می دیدم همسرم سه شیفت کار می کند وخیلی سختی می کشد گفتم اینجوری نمیشه باید به فکر چاره ای باشم رفتم وانتم رافروختم وباآن شرکت تسویه کردم وخیلی ناراحت شدند ولی گفتم باید به سمت هدفم بروم چون تواناییم بیش از اینهاست یه ماشین خریدم رفتم توی یک شرکت وشدم سرویس آن شرکت جالبه حقوقی که بهم میدادند نصف قسط بیمارستان مادرم بود آنقدر دلسوزی کردم تاشدم مدیر تدارکات آنها ولی هرشب سعی می کردم از مسیر آن کارگر شهرداری رد شوم وبالاخره یه شب که داشت جاروی جدیدش رامی بست دیدمش وگفتم میدونی چند وقته دنبالتم گفت دیروقت میام گفتم چه نصیحتی می تونی منو بکنی گفت حالا که یه سواری داری برو شرکت خودرو سرویس شهر رفتم ولی قبول نکردند وخیلی غصه خوردم گذشت وگذشت تااینکه یکی از بستگان مادریم راگفتند برو پیشش اون شاید کاری برایت بکند رفتم ودرعین ناباوری اومرامعرفی کرد ومراقبول کردند وبه سازمان پارکها معرفی شدم جالبه باز پولی که بهم دادند دو سوم اجاره خانه وقسط بیمارستان مادرم بود چند ماهی بودم وبازآمدم بیرون ودر همان شرکت به کارم ادامه دادم تااینکه دریک مهمانی همان شخصی که مرابه خودروسرویس معرفی کرده بود رادیدم وپرسید خوبه راضی هستی ومن گفتم حاج آقا من خیلی وقته از آنجا آمدم وگفت چرا تحمل باید بکنی وصبر گفتم هزینه هم خیلی زیاده به خدانمی رسید گفت حالا عیبی نداره الان چکار می کنی گفتم هیچی توی یک شرکت کار می کنم واینجا بود که دومین حرکت ژان والژانی زندگی من اتفاق افتاد ومرامعرفی کرد به یک پیمانکار شهرداری (ادامه درقسمت بعدی ) 

منبع : معماران ارتباطات شهریادامه قصه من وژان والژان (قسمت46)
برچسب ها : شرکت ,گفتم ,بیمارستان ,وخیلی ,بیمارستان مادرم

الگوهای استراتژی ارتباطات

:: الگوهای استراتژی ارتباطات

-الگوی بخردانه:این الگودر میانه دهه 1980با نگرش عقلایی،متکی بر استراتژی سازمان طراحی شده اند.الگوهای بخردانه که با اسامی دیگری نیز نامیده می شودمثل الگوی سازگار ،یکی از رویکردهای مطرح هستند که به علت سهولت وسادگی ومتکی بودن به منطقی روشن بسیار مورد استفاده قرار می گیرند.این الگوها فقط در صورتی قابل طراحی هستند که استراتژی سازمان به صورت آماده ،از قبل  تهیه شده باشند.در این صورت هرگونه اشتباه وانحراف در فرایند تدوین استراتژی سازمان ؛عینا به استراتژی روابط عمومی نیز سرایت می کند.از ویژگی های این الگو می توان به زنجیره ای بودن ،در نظر گرفتن همه عوامل  با تساوی احتمال وبرقراری هماهنگی های عمودی اشاره کرد.بدین ترتیب استراتژی روابط عمومی ،مستقیما بر اساس استراتژی سازمان وهمسو وهم راستا با آن تعیین می گردد.

2-الگوی فزاینده:این الگو در فرایند تدوین استراتژی روابط عمومی به نقش عوامل سیاسی ونهادی درون وبیرون سازمان بسیار بیشتر از محاسبات وعوامل کمی وفنی توجه می کند.

3-الگوی یکپارچه:نگرش نقاط مرجع استراتژیک به طراحان استراتژی این امکان را می دهد که ضمن بهره مندی از مزایای هر دو الگوی بخردانه وفزاینده ،با ملاک قرار دادن معیار های محوری ،اولویت های کلی سیستم را تعیین کرده ودر استراتژی بگنجانند،به طوری که کلیه گروههای ذینفع مطابق مبانی واصول مورد نظر ،هدایت ومدیریت شوند.نقاط مرجع استراتژیک هدف یا الگوهای شاخصی است که تصمیم گیرندگان سازمانی برای ارزیابی راه ها یا گزینه های خود به کار می برند تا بتوانند بدان وسیله تصمیم های استراتژیک را اتخاذ کنند واولویت های کل سیستم را به آگاهی گروههای ذینفع اصلی برسانند.

 

منبع : معماران ارتباطات شهریالگوهای استراتژی ارتباطات
برچسب ها : استراتژی ,الگوی ,سازمان ,استراتژیک ,عمومی ,روابط ,استراتژی سازمان ,روابط عمومی ,استراتژی روابط ,مرجع استراتژیک ,گروههای ذینفع ,استراتژی روابط

ادامه قصه من وژان والژان (قسمت45)

:: ادامه قصه من وژان والژان (قسمت45)

گفتم کاری نکردم ،فقط 8 سالی از مادرم پرستاری کردم والان دراین وضعیتم .گفت خوبه حالافهمیدیم از دعای مادرته که این شخص در سر راه تو گذاشته شده است.تواز فردا مدیر فروش ما هستی ودر عین ناباوری کارمند آنجا شدم وباارتباطاتی که داشتم فروش محصولات آن شرکت راافزایش دادم تاحتی مرانماینده خودشان در نمایشگاهها وقرار دادهای سنگین باارگانها ،سازمانها و....کردند.ولی هنوز چشمم به دنبال آن کارگر شهرداری بود که می گفت تو یک روزی از بهترین وموفق ترین افراد این شهر میشوی واز طرف دیگر حرفهای افرادی که به من درآن سالها انگیزه میدادند از گوشم در نمی آمد وخیال می کردم که من فرد پولداری خواهم شد ،ولی قصه عاقبت به خیری فقط پولداری نیست وکم کم فهمیدم خانواده خوب ،فرزند سالم ،دوستان خوب خیلی بهتر از پولدار شدن است ولی روزگار سختی رامی گذراندم چون باید بدهی های زمان مادرم (بیمارستان ) وقرض هایی که درآن مدت گرفته بودم رامی دادم .دریک اتاق زندگی میکردم وتازه توانسته بودم یک موتور قسطی بخرم ولی بازم خداراشکر می کردم.در همین زمان یک اتفاق ژان والژانی باز افتاد وآن این بود یادم میاد یه روزی که مثلا کاسب بودم شب عید شد وهمه معمولا به کارمندان بانک عیدی میدهند ومعاون بانک به من گفت مااز شما هیچ انتظاری نداریم ولی شما نسبت به کسبه پولدار قدیمی بیشترین عیدی رادادی وخیلی تشکر کرد وگذشت وگذشت وگذشت تا یک روز که من داشتم ویزیتوری ویاهمان فروش آن شرکت راانجام میدادم از پشت پنجره دیدم همان شخص رییس بانک شده وتامرادید ومن قصه ام راتعریف کردم یادمه بهم 200 هزار تومان وام داد وای اگر بدونید چقدر مرا تکان داد وتوزندگیم تاثیر داشت که نگو خلاصه دنیا تا یک روز عملکرد توست واز یک روز بازخورد عملکرد تو .وجالبه از هیچکدام از خواهران وبرادرانم هم خبری نبود ومن بسیار سخت به دنبال آن کارگر شهرداری بودم.ادامه قصه در قسمت بعدی

منبع : معماران ارتباطات شهریادامه قصه من وژان والژان (قسمت45)
برچسب ها : وگذشت ,بانک ,وگذشت وگذشت ,کارگر شهرداری

قالیباف در مراسم بهره برداری از پروژه های منطقه 22 ؛

:: قالیباف در مراسم بهره برداری از پروژه های منطقه 22 ؛
شهردار تهران گفت: خداوند را شاکریم که این توفیق را به همه ما در مجموعه مدیریت شهری داده است تا با کمک و همراهی مردم، بتوانیم خدمتی را در بخش های مختلف به مردم این شهر ارایه کنیم. هر چند که اذعان می کنم شان مردم ما بیشتر از اینهاست، اما واقعیت این است که بضاعت ما همین اندازه است. سعی کردیم هر چه در فکر، اندیشه و توان داریم را به کار بگیریم تا شرایط یک زندگی مناسب از بعد مادی و معنوی را برای شهروندان فراهم کنیم.تصاویر: بهره‌برداری از فاز دو دریاچه شهدای خلیج فارس

 

 

 

 

منبع : معماران ارتباطات شهریقالیباف در مراسم بهره برداری از پروژه های منطقه 22 ؛
برچسب ها :